(1421) و كتاب تاريخ خودش را براي سلطان اشرف بَرْسباي (1421 ـ 1438)، به تركي ترجمه كند. در عين حال، اين مطلب نشان ميدهد كه آن امرا عربي نميدانستند! لازم است ذكري كنيم از تاريخ عمومي او از آدم تا سال 1446 به نام عِقْدالجمان في تاريخ اٴهل
الزمان و شرح مفصل و منظمش بر صحيح بخاري (دهم ـ1) به نام عمدةالقاري في شرح البخاري.
تركزبان ديگري كه قبلاً، بهعنوان نويسندهٴ ذيل طبقات علوم ابنخلدون از او ياد كرديم، عبدالرحمن بن محمد بسطامي حنفي حروفي، متولد (حدود 1370 (؟)) انطاكيه بود. او در قاهره تحصيل كرد، سپس در بروسه مقيم شد و باقي عمرش را در آنجا گذراند تا در سال 1454 درگذشت. دايرةالمعارفش به نام الفوائح المِسْكية و رسالهاش در طبقات علوم به نام درةالعلوم را در بالا ذكر كرديم. رسالههاي عرفاني زيادي نوشت، كه برخي دربارهٴ خواص رمزي و باطني حروف بود (همچنانكه از لقبش حروفي پيداست). سرانجام، يك تاريخ و چندين تراجم احوال تأليف كرد. يكي از اينها به نام
الدُرَر في الحوادث والسِيَر (يا الوفيات علي ترتيب الاٴعوام)، زندگينامهٴ مردان مشهور از زمان پيامبر[ص] تا سال 1300 به ترتيب سال وفات آنهاست و در سال 1431 به سلطان مراد دوم اهدا شده است. او تنها به عربي نوشت.
8. ايران. از آنجا كه در بالا ذكري از سرگذشت عربي تيمور شد، بايد به نخستين زندگينامهٴ فارسي او هم اشارهاي كنيم كه نظامالدين شامي تبريزي نوشتهاست. او هنگام فتح بغداد بهدست تيمور در سال 1392 در آن شهر ميزيست. در سال 1401 تيمور به او فرمان داد تاريخ پادشاهياش را بنويسد.
ظفرنامه كه به فارسي نوشته شده تاريخ تيمور تا سال 1404 است.
اما ظفرنامهٴ ديگري كه شرفالدين علي يزدي (وفات: 1454) در سال 1424 نوشت اين كتاب را تحتالشعاع قرار داد.
تاريخ تيمور ديگري كه به فتح ارمنستان اختصاص دارد توسط توماس آلوويدي (زنده در سال 1447) به ارمني نوشته شد.
ه. سيلان
داماكيتي پنجم تاريخ دين بودايي را از آغاز تا سدهٴ چهاردهم به زبان سينهالي نوشت، كه دو هزار سال را دربر ميگيرد. تاريخ مشابهي به زبان پالي به داماكيتي نامي منسوب است كه امكان دارد همين شخص فوقالذكر باشد.
و. جاوه
پراپانكا در سال 1365 منظومهاي به زبان جاوهاي قديم سرود كه براي تاريخ و جغرافياي تاريخي امپراتوري ماجاپهيت داراي ارزش زيادي است.